محمد الريشهري

42

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

يا چون آن كس كه به شهرى كه بام‌هايش يكسر فرو ريخته بود ، عبور كرد [ و با خود مى ] گفت : چگونه خداوند ، [ اهلِ ] اين [ ويرانكده ] را پس از مرگشان زنده مىكند ؟ پس خداوند ، او را صد سال ميراند . آن گاه او را برانگيخت [ و به او ] فرمود : « چه قدر درنگ كردى ؟ » . گفت : يك روز يا پاره‌اى از روز را درنگ كردم . گفت : « [ نه ] بلكه صد سال درنگ كردى . به خوراك و نوشيدنىِ خود بنگر [ كه طعم و رنگِ آن ] تغيير نكرده است ، و به درازگوش خود ، نگاه كن [ كه چگونه متلاشى شده است . اين ماجرا براى پاسخگويى به تو بود و هم اين كه ] تو را [ در مورد معاد ] نشانه‌اى براى مردم قرار دهيم . و به [ اين ] استخوان‌ها بنگر كه چگونه آنها را به هم پيوند مىدهيم ، سپس گوشت بر آن مىپوشانيم » . پس هنگامى كه [ چگونگىِ زنده ساختن مرده ] براى او آشكار شد ، گفت : [ اكنون ] مىدانم كه خداوند بر هر چيزى تواناست » . » اين شخص ، عُزَير پيامبر باشد يا پيامبرى ديگر ، تفاوت نمىكند . مهم ، صراحت قرآن در بارهء زندگى پس از مرگ در همين دنياست . مفسّران شيعه و اهل سنّت ، اتّفاق نظر دارند كه اين آيه در برابر منكران قدرت خدا در زنده كردن مردگان ، آمده است و نمونه‌اى از آن را در همين دنيا ، بيان مىكند . « 1 » 2 . « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ . « 2 » آيا از [ حال ] كسانى كه از بيم مرگ ، از خانه‌هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند ، خبر نيافتى ؟ پس خداوند به آنان گفت : « تن به مرگ بسپاريد » . آن گاه آنان را زنده ساخت . آرى ، خداوند نسبت به مردم ، صاحب بخشش است ؛ ولى بيشتر مردم ، سپاس‌گزارى نمىكنند » . اين آيه به صراحت ، از بازگشت جمعى از مردم به زندگى دنيا سخن مىگويد . « 3 »

--> ( 1 ) . از جمله مفسّران اهل سنّت ، عبارتند از : طبرى در تفسير الطبرى : ( ج 2 جزء 2 ص 586 ) ، ابن كثير در تفسير ابن كثير ( ج 1 ص 464 ) ، زمخشرى در الكشّاف ( ج 1 ص 157 ) ، ابن قتيبه در غريب القرآن ( ج 1 ص 86 ) ، و بسيارى ديگر . ( 2 ) . بقره : آيهء 243 . ( 3 ) . بسيارى از مفسّران اهل سنّت به مرگ و زنده شدن مجدّد اين گروه اعتراف دارند ، از جمله : زمخشرى در الكشّاف ( ج 1 ص 147 ) ، فخر رازى در مفاتيح الغيب ( ج 6 ص 496 ) ( وى در توضيح اين آيه ، سه روايت از سدى و ابن عبّاس و كسى ديگر كه نام نمىبرد ، نقل مىكند كه در همهء آنها آن مرد ، حِزقيل ناميده شده و فرار آن مردم از ترس و با بوده ) . قرطبى در الجامع لأحكام القرآن ( ج 3 ص 231 ) . وى از ابن عربى نقل مىكند كه اين مرگ ، عقوبت آنها بوده و به همين دليل ، امكان احياى مجدّد داشتند ؛ امّا اگر مرگ اجَل باشد ، امكان احيا ندارد . شايد وى اين را گفته تا ناچار به پذيرش امكان رجعت نباشد .